محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1953
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كن كه امروز نعمان در راه عزت دين تو و يارى بندگانت نخستين شهيد باشد . » و چون نعمان از گفتگو با سپاهيان فراغت يافت به جاى خود باز آمد و تكبير اول و دوم و سوم بگفت و كسان گوش مىدادند و مطيع بودند و آمادهء حمله بودند و همديگر را از مقابل نيزه ها به كنار مىزدند . آنگاه نعمان حمله برد و كسان حمله بردند . پرچم نعمان چون عقاب سوى پارسيان مىرفت ، نعمان به قبا و كلاه سفيد مشخص بود . دو گروه با شمشيرها چنان سخت جنگيدند كه كس جنگى از آن سختتر نشنيده بود و از هنگام زوال تا شبانگاه چندان از پارسيان بكشتند كه عرصهء نبرد پر خون شد و مرد و چهار پا بر آن مىلغزيد و كسانى از سواران مسلمان از لغزيدن در خون آسيب ديدند . اسب نعمان در خون لغزيد و او را بينداخت و نعمان به هنگام لغزيدن اسب آسيب ديد و جان داد و نعيم بن مقرن پرچم را از آن پيش كه بيفتد بگرفت و جامه اى روى نعمان كشيد و پرچم را پيش حذيفة برد و به دو داد . پرچم با حذيفة بود و او نعيم بن مقرن را بجاى خود نهاد و به جايى كه نعمان افتاده بود رفت و پرچم را برافراشت . مغيره گفت : « مرگ سالارتان را نهان داريد كه مردم سست نشوند تا ببينيم خدا دربارهء ما و آنها چه مىكند . » گويد : جنگ دوام داشت تا شب در آمد و مشركان هزيمت شدند و برفتند . مسلمانان مصرانه تعقيبشان كردند و آنها كه مقصد خويش را گم كرده بودند سوى دره اى گريختند كه نزديك آن در اسبيذهان اقامت داشته بودند و در آن ريختند و هر كه در آن ميافتاد مىگفت : « وايه خرد » و به همين سبب تاكنون آنجا را وايه خرد مىنامند . يكصد هزار كس يا بيشتر از آنها از سقوط به دره كشته شد بجز آنها كه در نبردگاه به قتل رسيدند و معادل آن بودند و جز معدودى جان نبردند . گويد : فيرزان از ميان كشتگان نبردگاه جان برد و با معدود فراريان سوى همدان گريخت : نعيم بن مقرن به دنبال او رفت و قعقاع را از پيش فرستاد و به تپه